اگر بدانی چقدر سخت است یاد بودنت ،
در عمق وحشت نبودنت
مرا هرگز اینگونه رها نمی کردی

نوشته شده توسط نغمه در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت
در تمام لحظه هایم هیچکس
خلوت تنهاییم را حس نکرد
آسمان غم گرفته هیچگاه
برکه طوفانی ام را حس نکرد
آنکه سامان غزل هایم از اوست
بی سر و سامانیم را حس نکرد
.jpg)
نوشته شده توسط نغمه در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 19:33 موضوع | لینک ثابت
منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم
سپردمت به تقدیر بار سفر رو بستم
باید برم از اینجاچاره نمونده جز کوچ
برای زنده موندن تو این زمونه پوچ
بزار همیشگی شه قصه ی عاشقیمون
تو باشی مثل لیلی منم مثال مجنون
طاقتشو ندارم طاقت دل بریدن
سیل بلور اشکو رو گونه تو دیدن
حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر
تو هم به خاطر عشق از منه ساده بگذر
.jpg)
نوشته شده توسط نغمه در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 14:16 موضوع | لینک ثابت
اگه نتونستی گناه کسی رو ببخشی
از بزرگی گناه او نیست از کوچکی قلب توست

نوشته شده توسط نغمه در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

با توام!
گاه برای ساختن باید ویران کرد
برای داشتن باید گذشت
و گاه در اوج تمنا نباید خواست...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY


